جملات ماندگار بازی تاج و تخت فصل هفتم قسمت دوم

جملات ماندگار بازی تاج و تخت فصل هفتم قسمت دوم:

با عرض سلام خدمت تمامی دوستان عزیز در رادیو سرو

اکنون که داریم هر لحظه به زمان پخش فصل هشتم سریال بازی تاج و تخت نزدیک میشیم،تب این سریال داغ تر و داغ تر میشه؛به همین دلیل تصمیم گرفتیم تا امروز تعدادی از جملات ماندگار فصل هفتم،قسمت اول این سریال رو باهم بخونیم.با ما همراه باشید.

قسمت دوم:

واریس ، در توضیح روش کار خود به دنریس تارگرین:

“ناسازگاری را نباید با وفاداری کور تحسین کرد. تا زمانی که چشم هایم را دارم، از آنها استفاده خواهم کرد. من در یک خاندان  بزرگ متولد نشدم. من از هیچ چیز آمده ام. من به عنوان یک برده فروخته شدم و روم قیمت گذاشته شده است، در کوچه ها، خانه ها و خانه های رها شده زندگی می کردم، تو میخوای بدونی من به کجا وفادارم؟ نه به یک پادشاه یا ملکه، بلکه به مردم. افرادی که تحت اختیار و رنج و عذاب  حکام هستند. کسایی که آرزوی موفقیت شمارو میکنند.اگر شما تقاضای یک اتحاد کور را میکنید،من به ارزوی شما احترام میزارم.

کرم خاکستری میتونه من رو بکشه، یا اژدهاتون من رو طعمه قرار بده.

اما اگر شما من رو زنده نگه دارید،من به شما به خوبی خدمت خواهم کرد.

من خودم را به دیدن شما بر روی تخت آهن متعهد می کنم ، چون من تو را انتخاب می کنم از آنجا که می دانم مردم هیچ شانس بیشتری از شما ندارند. “

لردواریس، بازی تاج و تخت

ملیساندرا، در حال گفتن یک پیشگویی به دنریس:

“شب بلند در حال آمدن است. تنها شاهزاده ای که وعده داده شده می تواند سپیده را به ارمغان بیاورد.”

جورا هنگامی که پیشنهاد سم را برای گفتن قضیه بیماریش به خانواده اش رد کرد:

من برای سال هاست که مرده ام!

دنریس وقتی میگوید چرا نمیخواهد با اژدهایانش،کینگز لندینگ را تسخیر کند:

“من اینجا نیستم که ملکه خاکسترها باشم.”

بانو اولنا در ستایش تیریون لنیستر:

دست شما،آدم باهوشیه.

من آدم های باهوش زیادی رو میشناسم که ازشون بیشتر زندگی کردم؛ میدونید چرا؟

چون اونارو ندیده گرفتم. لرد های وستروس گوسفندن.

شما گوسفندید؟ نه. شما اژدهایید.پس مثل یک اژدها رفتار کنید.

ممکن است شما دوست داشته باشید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

رفتن به نوارابزار