معرفی ساده سه دیدگاه فلسفی به اطراف

در این سلسله بحث ها قصد بررسی انواع دید فلسفی و عرفانی به صورت ساده ، قابل فهم و شیرین برای عموم را خواهیم داشت .
ما میتوانیم با هم عنصر بسیار کم پیدای اشتیاق را در مردم این عصر کشور را ایجاد کنیم

و به موضوع جذابیت بخشیم.
در ابتدا خیلی ساده کلیات ماجرا براتون مطرح میشود.

ما سه نوع دید در مسائل زندگی و مخصوصا اعتقادی داریم که دانشمندانی پس از اسلام به آنها پرداخته اند ، در زمان تفکر زردشتی این چنین مباحثی در منطقه ی ایران وجود داشته ولی اطلاعات کمی از آنها در دسترس هست ولی دانشمندانی هستند که پس از اسلام به موضوعات پیشین پرداخته باشند که در مباحث بعدی به آنها و نظراتشون اشاره خواهم کرد.

دید اول : عقل محوری مطلق( فلسفه ی مشاء ):
طرح مسئله ی این نوع دید به مسائل در ابتدا توسط ارسطو مطرح شد و این نظریه که حدودا اولین بار بعد از اسلام از جانب ابن سینا برای بررسی مسائل جامعه ، دینی و پاسخ به سوالات بسیار بسیار به نظر حل نشدنی که ممکن است برای هر کسی پیش بیاید ایجاد شد ولی در ادامه و تکامل آن به یک دید کلی و “دلیل محوری” مبدل شد و ابزار آن را عقل و تفکر می دانست.
مانند سوالاتی چون
“آیا خدا میتواند یک خدای دیگر بیافریند که کنترل یک طرف از عالم را به او بدهد؟” (در صورت جواب مثبت اصل یکتایی زیر سوال میرود و در صورت جواب منفی قدرت توانایی خدا)
“آیا خدا میتواند یک سنگی بیافریند که نتواند او را بلند کند؟” (در صورت هم جواب مثبت هم منفی توانایی خدا نقض میشود)
یا مثلا “قبل از اینکه خدا هر رنگی را بیافریند همه جا چه رنگی بود؟”
یا بصورت کلی تر “قبل از ایجاد ظرفی به نام فضا و مکان وجودات عالم همگی چگونه بوده اند و اگر معنوی بوده اند چگونه ماده از دلشان پدید آمد؟”
لزا در این نظریه میتوان به اثبات و پاسخ پرداخت که در مطالب بعدی به آنها میپردازیم.

دید دوم : احساس محوری مطلق (عرفان اشراق) :
شاید اگر دقت کنید بیشتر اشعار فارسی در احساسات انسان وارد میشود و ممکن است هر کسی بسته به شرایط و علاقه اش با یک شعر به احساس برسد باید به این دقت کرد “شعر” یک کلمه ی عربی است به معنای “احساس”.
در این نوع دید که اولین بار به دست عالمی به نام ابن عربی ( از جمله دانشمندان مسلمانانی بود که در فتح اسپانیا و شهر اندرلس حضور داشت ) بررسی شد بر عکس فلسفه ی مشاء به دنبال جواب سوالات بی پایان نگشته و آنها را عامل دوری انسان از اصل خودش میدانند و سعی بر پیدا کردن جایگاه ادراکی و اصل انسان در بعد معنوی او یعنی احساس ( با اسم خاص عشق ) دارند و برای درک کردن اصل عالم که از نظر آنها معنویات است مراحل و اصولی را طی خواهند کرد که در بحث های بعدی اشاره خواهیم کرد.

دید سوم : ادراک و اثبات با استفاده از هم احساس و هم عقل (فلسفه ی متعالی):
این نظریه هم پس از گذشت چندین قرن بحث های متوالی به منظور رسیدن به صفت اصلی خدا و انسان که آن را “کمال” مینامند در زمان حکومت صفویه توسط دانشمندی به نام ملاصدرا مطرح شد و بسیاری اختلاف نظر های مختلف را حل کرد . و هم در اثبات و هم در ادراک از هر دو توانایی که انسان بصورت متفاوت تری نسبت به بقیه موجودات دارد یعنی عقل و احساس استفاده میشود. (متفاوت بودن این دو توانایی هم قابل اثبات و هم قابل ادراک است و در آینده به آن میپردازیم. )
این نظریه که هم فلسفه (دلیل محوری) است و هم عرفان ( شناخت و ادراک محوری ) است . شامل عبارات دشواری است ولی ما با استفاده از مثال های عامیانه و بیان بسیار ساده سعی بر فهم آسان تر مباحث آن را داریم.

فلسفه اسلامی

نویسنده:عرفان سلطانی

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

رفتن به نوارابزار